دوستان دانشجوی شهر میلان سلام
در روزهای اخیر، تماسهای بسیاری از دوستان همشهری داشتم که اغلب شامل پرسجو از برنامههای جاری و آتی و گلایه هایی از کم کاری این روزهای انجمن میشد و این مساله مرا ترغیب به نگارش متن پیش رو کرد تا نخست قدری به شرایط حال حاضر انجمن و دلایل برگزار نکردن برنامه در چند مدت اخیر بپردازم و سپس با توجه به تجربه بدست آمده از فعالیتهای چند ماه اخیر و بررسی هایی که به صورت شخصی یا گروهی انجام شده است، نظرات و راهکار هایی را با شما در میان بگذارم. امید است که اینگونه تبادل نظرها، بتواند کمکی باشد در جهت ارتقای کمی و کیفی برنامههای انجمن و پیشاپیش از همه دوستانم تقاضا دارم که نظرات و پیشنهادات خود را دریغ نکنند تا همه با هم به پویا تر شدن فضای انجمن کمکی کرده باشیم.
از صحبتهای دوستان میشود نظرات و انتقادات را به دو گروه تقسیم کرد، گروه اول خواستار واکنش و فعالیت انجمن نسبت به آنچه این روزها در ایران میگذرد، هستند و گروه دیگری از بچهها انتظار فعال تر شدن انجمن در زمینه وظایف صنفی و فرهنگی خودرا دارند که به طور مثال از نقش کمرنگ انجمن در قبال شب یلدا تا واکنش انجمن نسبت به مسائل پیش آماده پیرامون تقسیم خوابگاهها را شامل میشود.
هرچند به اعتقاد شخصی من، واکنش ما به آنچه امروز در ایران رخ میدهد و حمایت از جنبش سبز از ضرورتهای فعالیت ماست ولی بیشک نمیتوان و نباید از اهمیت نقش "صنفی" انجمن در دفاع از حقوق دانشجویان و پیگیری مسائل و مشکلات روزمره آنان نیز غافل ماند و نباید سایه مسائل اجتماعی و ملی گرایانه انجمن بر سر وظایف صنفی و فرهنگی آن سنگینی کند و کارمان مصداق "چراغی که به خانه رواست، بر مسجد حرام است" شود. بطوریکه اگر انجمن نیروی محدودی داشته باشد، میان رفع مشکلات رایج دانشجویی همانند "تاخیرهای طولانی در تمدید اجازه اقامت"، "نا آگاهی از برخی حقوق شهروندی نظیر قرارداد های کاری تا بیمههای درمانی" و تمرین اجرای تاتر خیابانی در حمایت از جنبش سبز، اولویت با موارد اول خواهد بود زیرا به عقیده نگارنده بر هیچکدام ما پوشیده نیست که نقش ما در قبال مسائل ایران نقشیست صرفاً حمایتی و نقش اثر گذار و اصلی، همانا برعهده هموطنان داخل ایران است که دلاورانه در صحنه حضور دارند اما نقش حمایتی انجمن دانشجویی از دانشجویان مقیم خارج از کشور (در اینجا میلان) فقدانیست که بارها و بارها حس شده است. البته در اولین فرصت از نحوه تشکیل انجمن، حقوق مزایای اعضا، برنامههای فرهنگی و غیره که انجمن خواهد داشت بیشتر خواهیم گفت و ادامه این بحث را به مسائل ایران و واکنش ما نسبت به آن اختصاص میدهیم.
حال میرسیم به گلایههای "به حق" پارهای از دوستان که از عدم برگزاری برنامه در روزهای ۱۳ آبان، ۱۶ آذر و حوادث پس از عاشورا دلخور بودند. میتوان از دلایلی نظیر تطابق دو برنامه آخر با تعطیلات (۱۶ آذر به جمعهای افتاد که آغاز تعطیلات چند روزه بود و تقریبا دانشگاه در آن روز، حالت نیمه تعطیل داشت و عاشورا هم درست مطابق شده بود با تعطیلات سال نو میلادی) و موانع دیگر مانند عدم مجوز برنامه از سوی رئیس دانشگاه پولی تکنیک و مشکلات کوچک و بزرگ دیگر، نام برد اما اصلیترین دلیل کمکاری را میشود اینگونه بیان کرد که "عدم اجرای یک برنامه، بسیار معقول تر است تا اجرای برنامهای ضعیف". البته این بستگی به سطح توقعات ما دارد. بعد از اجرای برنامه "لایو فور ایران" در ۱۲ اکتبر سال گذشته که مجموعهای از کنسرت و تئاتر و نمایشگاه عکس را شامل میشد و با حضور شخصیتهای مطرح و پر نفوذ شهر میلان برگزار شد و به اذعان بسیاری از دست اندر کاران در سایر شهر های ایتالیا، قویترین برنامه جنبش سبز در ایتالیا بوده است و از سطح اثر گذاری قابل قبولی برخوردار بود، روا نبود که تن به اجرای برنامه هایی بدهیم که از اولین کارهای ۷ ماه پیشمان نیز، هم از لحاظ کیفی و هم از لحاظ کمی پائین تر باشند.
برای توضیح بهتر موضوع به ذکر مثالی میپردازم، میتوان اذعان داشت که بر هیچکس پوشیده نبود که در روز عاشورا، در بسیاری از شهرها شاهد اعتراضات گسترده مردمی خواهیم بود و به صورت اجتناب ناپذیر، درگیری هایی میان نیروهای سرکوبگر حکومت و معترضان رخ میدهد. حال ما به عنوان حامیان جنبش سبز در خارج از ایران، تصمیم به برگزاری یک برنامه ۲ یا ۳ ساعته میگیریم. برای اجرای برنامه ۲ حالت زیررا متصور میشویم :
در حالت اول به زندگی روزمره خود ادامه میدهیم و منتظر روز موعود مینشینیم، در آن روز تمام وقت خود را در مقابل کامپیوتر به تعقیب اخبار میپردازیم و دیدن صحنههای درگیری و جنایات نیروهای سرکوبگر در مقابل معترضان، تصمیم به واکنش عملی میگیرم. در اینجا به یک نفر نیاز هست که برای دریافت مجوز به اداره پلیس برود، و از جاییکه باید در ساعت کاری اداره پلیس مراجعه کرد و در پارهای از موارد نیاز به زمان برای پاسخ به درخواست لازم است، معمولا اینگونه برنامهها ۱ یا ۲ روز بعد از برنامه ایران، برگزار میشود. سپس از طریق فیسبوک و تلفن همراه دوستان خود را از وجود برنامه مطلع میکنیم. هر کس نوشته، نماد یا شمع که در منزل دارد را به همراه خود میآورد و برنامه به صورت خودجوش برگزار میشود، مقداری ناهماهنگی بوجود میاید و برنامه پس از ۲ ساعت تمام میشود.چند عکس با شمع و پارچههای سبز و غیره گرفته میشود و برای خبر گزاریهای فارسی زبان ارسال میشود که در اکثر موارد به دلیل کمبود ۲ منبع خبری مستقل، از انتشار آن خودداری میکنند.
در حالت دوم از جاییکه از مدتها قبل، احتمال اعتراضات و درگیریهای روز عاشورا وجود دارد، تصمیم میگیریم تا در آن روز اقدام به برگزاری برنامهای در حمایت از جنبش سبز و نفی خشونت انجام دهیم. در اینجا از ۲ یا ۳ هفته قبل اقدام به برگزاری جلسات اولیه میکنیم، برنامه هایی که در آن روز تمایل به برگزاریشان داریم مطرح و به رای میگذاریم، یک فرد یا در صورت لزوم یک تیم مدیریتی شکل میدهیم. راهکاری برای تامین بودجه در نظر میگیریم. اقدام به تشکیل چندین کارگروه میکنیم. تیم گرافیک پوستر، بروشور یا هر طرح دیگری که مورد نیاز است را طراحی میکند. تیم دیگری مشغول تهیه و ترجمه متون مورد نیاز آن روز میشود. تیم روابط عمومی ضمن خبر رسانی برنامه از طریق فضای مجازی اینترنت، اقدام به نصب پوستر در دانشگاهها میکند و از طرف دیگر، از شخصیتهای سیاسی و فرهنگی شناخته شده، برای حضور در برنامه دعوت به عمل میاورد. با گروهها و کمیتههای جنبش سبز در سایر شهرها هماهنگی لازم را به عمل میاورد تا در صورت امکان، برنامه به صورت هماهنگ و همزمان اجرا شود. یک هفته قبل از برنامه کنفرانس خبری برگزار میکند تا مطبوعات را در جریان آنچه احتمالاً در ایران رخ خواهد داد و برنامههای ما در آن روز، بگذارد و به نوعی فضا ی خبری مناسب را ایجاد کند و در پایان با ارسال لیست برنامههای خود برای سایتهای خبری فارسی زبان، آمادگی خود را برای آن روز اعلام کند و دست آخر تیم تدارکات نیز وسائل مورد نیاز مراسم را تهیه میکند. در صورت تمایل و امکان، میتوان برنامه هایی نظیر نمایشگاه عکس، تاتر و ... را نیز به لیست کارها افزود.
بدیهی است که هر دوی این حالت به یک تیتر ختم میشود "میلان به حمایت جنبش سبز داخل ایران برخاست"، اما خبرها فقط به تیتر ختم نمیشوند و ماندگاری آنها به محتوایشان است. شاید حالت اجرایی اول برای نخستین روزهای پس از انتخابات، قابل قبول بود اما به نظر میرسد, چنین برنامه هایی در شرایط حال حاضر صرفاً برای دلخوشی و تخلیه احساسات انجام میشود. اما آیا میزان اثر گزاری ما در شهر میلان با یک میلیون سیصد هزار جمعیت و تعداد تقریبی ۷۰۰ دانشجوی ایرانی، برنامه ایست که از تنها یک روز قبل تصمیمگیری بشود و خبرآن نیز از جمع خودمان بیرون نرود؟! آیا اینگونه مراسم میتواند حمایت شایسته از کسانی باشد که با تمامی فشارها و تهدیدها صحنه را خالی نمیکنند و شاید بر خروجشان از خانه دیگر بازگشتی نباشد ؟!
بنده همین جا اعلام میکنم، برای روز ۲۲ بهمن فرصتی در حدود یک ماه داریم ، همه ما دانشجوییم و فرصت زمانی محدودی داریم و از طرفی هم روز ۲۲ بهمن معادل میشود با ۱۱ فوریه (در زمان امتحانات بسیاری از رشته ها) بنابراین اگر زود تر برنامه ریزی کنیم، موفق به اجرای یک برنامه قوی و موفق میشویم، بدون اینکه به هیچکدام از ما، دست اندر کاران فشاری وارد بشود و خللی در روند عادی زندگی مان ایجاد کند، لذا ظرف روزهای آینده (با اعلام قبلی) گردهم میاییم تا اولین جلسه هماهنگی برنامه "۲۲ بهمن" را اجرا کنیم. باشد که بتوانیم نقشی در این جنبش عظیم تاریخساز ایفا کنیم.
در پایان اضافه کنم که امید آن میرود که انجمن بتواند برنامه با شکوهی نیز برای عید باستانی نوروز برگزار کند.
با آرزوی پیروزی
امیر سراجی

salam ( sorry age ba font fars neminevisam vali en ghadr ba ghalat e emlayi minevisam ke motmaenan az in tor neveshtan kam tar vazehe!!)
RispondiEliminaman mikhastam be onvane kasi ke delkhorie khodesho be noi neshoon dade dalayelesh ham roshan konam. motmaenan natoonestam manzoore khodam ro az chiz ke roo wall neveshtam beresoonam. delkhorie man az adam anjam e barname nist va naboode balke az in sukut va bi tafavoti, bi tafavoti ke migam be in manzoor nist ke dar in doran be fekre jonbesh sabz naboodim va ravandesho donbal nakardim, motmaenam hame ma ta mitoonestim ba negarani akhbar ro donbal kardim.
vali soali ke baram pish miad ine ke chetor be onvane afradi faa'l yek comment yek neveshte az tarafe ma roo site nist ya age bekham generalizzare konam hich tabadol nazar sazandeyi!man fekr mikonam yeki az noghte za'f haye ma comunication zaif e moone!
merci amir jan ke vaght mizari o in matnaro minevisi va babi ro baz mikoni ke betoonim nazar bedim harfaye hamo beshnavim va talash konim baraye barnamehaye khub. kash betoonim be tore ahsand az in forsat hayi ke darim estefade konim.
omidvaram in sale jadid omid bakhsh bashe baramoon!
shabnam